ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1645
سفرنامه شاردن ( فارسى )
ياد شد سپرد تا خطبه بخواند . خطبه اصولا به معنى دعاست اما به صورت شكرگزارى ايراد مىگردد . بنا به رسم و روش بسيار قديم خطبه شامل چهار قسمت مىباشد . بخش اول منحصرا به حمد خدا اختصاص دارد . آفريننده و روزى رسان مهربانى كه شكردهشهاى بىكرانش بر همهء مردمان واجب است . پروردگار بنده نوازى كه نعمتهاى بىدريغش پيوسته از چشمهء فياض كرمش همانند رودى جوشان و خروشان همگان را بهرهمند مىسازد . بخشندهء بخشايشگرى كه هرچه در زمانهاى پيشين بر مردمان رفته و هرچه بر آيندگان مىرود به حكمت بالغه و مشيت و اراده و كرم بىكران اوست ، و هرچه در وجود آمده بيانگر احسان بىدريغش نسبت به بندگان خود مىباشد . خطيب پس از اينكه چند دقيقه بدين سان به نيايش ذات لا يزال و ذكر مواهب پروردگار يكتا پرداخت به نعمت پيغمبر و ستايش دوازده امام جانشينان او لب گشود و گفت درود بر خاتم الانبياء و امامان سزاست كه چون چراغى فروزان و درخشان راهنماى خلقانند و خداى بزرگ آنان را مأمور فرموده تا مردمان را به راهى كه رضاى وى و خير خلق در آن است هدايت كنند . وجود اين امامان روانهاى بىآرام و سرگشته را به حقيقت رهنمون مىشوند . پس بر ماست كه دل و زبانمان پيوسته به تقديس و تجليل و تعظيم آنان گويا باشد ، و همه چون خاك آستانشان باشيم ، و ديگر ستايشهايى از اين گونه كه آوردم بسيار گفت . قسمت سوم سخنانش داير بر اين بود كه سلطنت موهبت خداوند و امرى الهى است و از آن گاه كه پروردگار ، جهان و خلق را آفريد پيغمبرى را به حكومت مردمان مبعوث كرد ، و پس از پيغمبران و امامان پادشاهان را به جانشينى آنان برگزيد ، و از اين روست كه پادشاه را ظل الله مىنامند . بنابر اين همچنانكه ما ذات لا يزال را مىپرستيم و به بندگيش مىباليم و نيز به رضا و شوق پيغمبر و امامان را تقديس و تكريم مىكنيم بايد پادشاهان را كه ولى برحقند متعبدانه فرمانبردارى كنيم و آنان را گرامى بداريم . چهارمين قسمت دعا براى سلامت و بقاى سلطنت و دوام تخت و تاج ، و قدرت روزافزون شاه نو بود . پادشاهى كه نژاد از گوهر پاك امامان دارد ، و برگزيدهء دادار جهان و آفرينندهء هستى هاست . فتوحاتش از اين قطب تا قطب ديگر را فرا گرفته ، بخت بلندش همانند خورشيد تابان همواره درخشان ، و فرمانش بر اقطار زمين نافذ باد ،